محمد حسين عقيلى خراسانى شيرازى

1272

قرابادين كبير ( مجمع الجوامع وذخائر التراكيب ) ( فارسى )

مير محمّد هادى محمّد هاشم است كه بجهة درى سماء سلطنت نواب بخت‌افروز بانو بيكم است بنت شاهزاده محمّد بيداربخت بن محمد اعظم شاه بن محمد اورنك زيب عالم‌كير پادشاه غازى تاليف نموده و معزى اليها اكثر احتياج اين شراب را تاليف كرده داد عمل بواقعى در مزاج قدسيّه الالقاب كرده نفع بليغ بخشيد و بعد از آن هرگاه محتاج ميشدند مسهل همين شراب را نوش ميفرمودند منتفع ميشدند و تجربه كرده شد اين شراب را در اشخاص كثيره از براى تنقيهء مرهء صفرا و مرهء سودا و بلغم مخلوط بصفراوى رقيق در جميع نافع يافت و در اسهال غائله و ضررى نيافت صنعت آن بكيرند سنا مكى سى درم و در يك رطل نيم آب خالص بجوشانند تا بثلث رسد بپالايند پس بكيرند يك رطل نيم از شراب ورد مكرر به نسخهء حضرت ولى نعمى استادى مير محمّد هادى قدس سرّه يا از شراب ورد مكرر بنسخهء شيخ داود كه هر دو مختار اين كلب استان امير المؤمنين ( ع ) است و معتمداند نزد احقر و ليكن نسخهء ولى نعمى اقواست و نسخهء شيخ داود نسبت بان ضعيف است پس اكر طبع مجيب باشد بايد كه اختيار كرده شود شراب ورد مكرر شيخ داود و الا شراب ورد مكرر ولى نعمى قدس سره هركدام كه باشد يك رطل نيم و مطبوخ سنا را داخل نموده بجوشانند تا به وزن يك رطل نيم بازايد پس از آتش بركرفته سرد كرده در شيشه يا ظرف چينى نكاه دارند و تا دو اوقيه آن را با آب سرد بياشامند و هرگاه تشنه شود آب بياشامند كه در هر آب نوشيدنى يك مجلس اجابت مىكند [ شراب ورد مكرر ديگر نافع از براى درد گرده و مثانه و جگر ] شراب ورد مكرر ديكر نافع از براى درد كرده و مثانه و جكر و رحم و پيچش و ورم سپرز و عرق النّسا و نفث الدم و ربو و فواق و خفقان و قرحهء امعا و تبهاى دائر و درد كمر و كزيدن جانوران صنعت آن تربد سفيد يك‌صد درم انجير زرد باديان ريوند چينى از هريك چهار درم يكمن تبريز ادويه را نيم كوفته بكلاب شش من تبريز بخيسانند يك شب پس بجوشانند و بپالايند و يكمن آب افشردهء كل سرخ دو من قند سفيد داخل كرده بقوام اورند شربتى از ده مثقال تا بيست مثقال با پانزده مثقال مسكهء كاو [ شراب ورد مكرر اهليلجى ] شراب ورد مكرر اهليلجى قلمى فرموده‌اند كه اين نيز از اقتراح عبد المؤيد بتوفيق رب الحكيم المنان السّيد محمد هاشم المخاطب بحكيم معتمد الملوك علوى خان است در نفع از براى امراض صفراوى و حميات صفراويه بعد انقضاى دو اسبوع و از براى اوجاع مفاصل حارهء حادث از ابخرهء صفراويه مجرّب النفعست صنعت آن بكيرند هليلهء زرد رسيده بالغ صمغى سنكين و بشكنند و استهء آن را دور كنند و پنج درم آن را در يك رطل كلاب مكرر خشبو در قدح چينى بخيسانند و سه روز در افتاب بكذارند و سر آن را بپارچهء كرباس صفيقى بپوشند كه كرد و غبار در آن داخل نشود و بعد از سه روز بمالند و بپالايند و باز پنج درم ديكر هليلهء زرد بدستور مذكور در آن كلاب مصفى بخيسانند تا سه روز ديكر پس بمالند و بپالايند و باز پنج درم ديكر هليلهء زرد بدستور مذكور در آن كلاب مصفّى بخيسانند تا سه روز ديكر پس بمالند و بپالايند و همچنين تا پنج مرتبه پس آن را بپالايند و در يك رطل و ربع رطلى از شراب ورد مكرر به نسخهء ولى نعمى با شراب ورد مكرر شيخ داود هركدام كه باشد داخل كنند و باتش ملايم بجوشانند تا به يك رطل و ربع رطلى رسد از آتش بركرفته سرد كرده در شيشه يا ظرف چينى نكاه دارند شربتى از ده مثقال تا پانزده مثقال با آب سرد يا با آب برف يا يخ بياشامند و مثل اين شراب مسهلى كثير النفع نميباشد و هركس واقف شود بمنافع اين شراب هر اينه پوشيده ميدارد اين شراب را مكر آنكه تعليم دهد خلف خود را بجهة آنكه تاثير اين شراب مثل اكسير اعظم است [ شراب ورد قابض بنسخهء مير محمّد مومن جرجانى ] شراب ورد قابض بنسخهء مير محمّد مومن جرجانى معده را قوت دهد و نافع است از براى امراض جكر صنعت آن بكيرند كل سرخ كه اقماع و تخم آن را جدا كرده باشند چهار رطل در ده رطل آب يك دفعه بجوشانند تا ربع آن بماند پس بمالند و بفشارند و بپالايند و با هم‌وزن آن شكر بقوام اورند و در وقت بقوام اوردن مصطكى رومى و حبّ الاس و صندل سفيد و آرد كنار و كشنيز خشك و طباشير سفيد بازاى هر يك رطل يك مثقال نيم كوفته در كيسهء كتانى كرده سر آن را بسته در آن اندازند و كيسه را متصل بمالند و بجوشانند تا قوت ادويه بشربت بازداده شود و غير آن اجزاء اكر خواسته باشند ادويهء قابضهء حاره يا بارده به تصرف طبيب داخل كنند كنجايش دارد و چون بقوام آيد ديك را فرود آورده كيسه را خوب بمالند و بفشارند و دور كنند و شربت را سرد كرده در ظرف چينى يا زجاجى نكاه دارند شربتى ده درم شراب ورد كه نافعست از براى امراض ريه صنعت آن ورق كل سرخ تازه يكمن در شش من آب بجوشانند چون به نصف رسد بپالايند و يكمن ديكر ورق كل سرخ تازه داخل نموده باز بجوشانند چون يكمن آب بماند يكمن شكر سفيد داخل كرده بقوام اورند و اكر بجاى قند خميرهء بنفشه يا ترنجبين هركدام كه بخواهند يكمن و نيم داخل كنند و دو جوش‌داده بمالند و صافى نموده باز در ديك كرده بقوام اورند بهتر باشد [ شراب ورد مسهل ] شراب ورد مسهل در اشربه ذكر يافت [ عرق ورد احمر كه به عربى ماء الورد و به فارسى گلاب نامند ] عرق ورد احمر كه به عربى ماء الورد و به فارسى كلاب نامند مركب القوى مايل بسردى و با حرارت لطيفه و مايل به رطوبت و قوت قابضه است و بعضى سردى و خشكى آن را بسيار غالب دانسته‌اند مقوى دل و دماغ و فم معده و قوتهاى بدنى و نيم كرم آن جهت نفث الدّم و خشونت سينه و عوارض نزله و درد معده و امعا و مغص بارد و حار و درد جكر و سردى آن و جهة خفقان حار و تقويت بدن و با شراب جهة زيادتى تفريح و بوئيدن و طلا كردن آن جهت درد سر حار و درد چشم و با قرنفل جهة درد سر بارد و لخلخهء آن جهت تقويت دل و رافع غشى و بيهوشى و تقويت دماغ و حواس باطنى و نشاط نفس و رفع خمار مفيد و بالخاصيّت مضرّ باه و سرفه و تب و باعث سفيدى موى و مصلحش جلاب و نبات و قدر شربتش تا پانزده مثقالست و كلاب مكرر به قدر دو اوقيه مسهل است صنعت آن بكيرند برك كل تمام شكفته خالى از اقماع و سبزى و در ديكى تازه قلعى پاكيزه كنند و به وزن آن آب شيرين صاف بر روى آن بريزند و بقرع و انبيق بطور متعارف عرق كشند و بكذارند تا سرد شود عطر آن را كرفته در شيشه كرده سر آن را محكم بسته نكاه دارند و باز ورق كل تازه بر آن عرق ريخته ثانيا عرق كشند و عطر آن را نيز بدستور كرفته با عطر اول ضمّ نمايند و عرق را در قرابها و شيشه كرده در افتاب بكذارند مدت بيست روز تا چهل روز كه در افتاب و شب تحت السّماء باشد سه چهار پارچهء سفال آب نديده را سرخ نموده در آن مىاندازند تا از تكون لاريچه محفوظ ماند و بعد از چهل روز در سايه نكاه دارند و استعمال نمايند و عرق اول را بكلاب يك اتشه و دوم را كلاب دو اتشه نامند و اكر عطر آن را بكيرند مىباشد بسيار قوى الرايحه و تند طعم و جيد و نيكو و در افعال و خواص مذكوره اقوى و بعضى قدرى از بركهاى سبز و قمع آن را براى تندى و زيادتى برامدن عطر داخل ميكنند و اين نيكو نيست داخل نبايد كرد [ غسول ورد ] غسول ورد كه شيخ الرئيس در مفردات قانون آورده جهة بدبوئى عرق در حمام استعمال نمايند صنعت آن بكيرند برك كل كه بان رطوبت و نداوت نرسيده باشد و بكذارند تا پژمرده كردد چهل مثقال سنبل الطيب پنج مثقال مرمكى شش مثقال نرم سائيده با كلاب سرشته اقراص كوچك سازند و نوشته كه كاه زياده مينمايند در آن قسط و بيخ سوسن اسمانجونى كه ايرسا است از هريك دو درم و بسيار است كه ميكردانند آن را زنان در مخالق خود و ميشويند بان بدن خود را براى دفع عرق و بدبوئى آن و قومى كفته‌اند كه اين غسول قطع ثاليل مينمايد و بتمامى آن را زايل ميكرداند و چون نرم سائيده بران بپاشند فصل در بيان نسخ اقراصى كه اصل و عمود انها ورد است [ قرص ورد بنسخهء جمهور نافع از براى درد معده ] قرص ورد بنسخهء جمهور نافع از براى درد معده و رطوبات را از معده جلا دهد و پاك كند و تبهاى بلغمى و تبهاى كهنه را زايل كند صنعت آن موافق نسخهء شيخ الرئيس كه در قرابادين قانون ذكر كرده بكيرند كل سرخ پاك كرده